مقالهای در وبسایت شورای آتلانتیک درباره تلاش ایرانیان به منظور تشکیل ائتلاف در برابر جمهوری اسلامی منتشر شده است که در ادامه آن را میخوانید.
- سال ۲۰۲۲ سال شکوه همبستگی ایرانیان با هر باور و زبان و گرایش بود. با سازماندهی و همبستگی، سال ۲۰۲۳ سال پیروزی ملت ایران خواهد بود؛ سال تحقق آزادی و عدالت در ایران.
پیام بالا، پیامی بود که شب سال نو میلادی، همزمان بر روی صفحات چندین چهره سرشناس ایرانی در رسانههای اجتماعیشان نقش بست.
این پست همبستگی را اعضای ائتلاف غیررسمی متشکل از فعالان جامعه مدنی و چهرههای عمومی مهم ساکن خارج ایران مثل شاهزاده رضا پهلوی، مسیح علینژاد، شیرین عبادی، نازنین بنیادی، علی کریمی، حامد اسماعیلیون، عبدالله مهتدی، گلشیفته فراهانی و دیگر چهرهها منتشر کردند؛ چهرههایی که به دلیل دموکراسیخواهی و فعالیت و شهرتشان، انتظار میرفت جزو ائتلاف ایرانیان خارج کشور باشند.
چنین ائتلافی، ولو غیررسمی، گامی مهم برای دادن صدایی متحد و رسا به چندین میلیون ایرانی ساکن خارج کشور است تا از آن برای تاثیر بر جامعه بینالملل و از همه مهمتر بر حکومتهای غربی -برای تشدید فشار بر جمهوری اسلامی- استفاده کنند و این رژیم را بیش از پیش به انزوا برانند.
ائتلافی آگاه به موانع پیش رو؟
پس از انتشار پیام مشترک مذکور، انتقاداتی متوجه این پیام مبنی بر اعلام ائتلاف غیررسمی شد که برخی اعضای آن مانند مهتدی، علینژاد، اسماعیلیون و عبادی، بر به جا بودن برخی از این انتقادات و کمبودهای فعلی ائتلاف اذعان و بر برخی اهداف آن تاکید کردند:
۱. اذعان به مشکل حذف شعار «زن زندگی آزادی»، شعار اصلی خیزش انقلابی، از پیام منتشرشده در سال نو میلادی.
۲. پذیرفتن نیاز به گسترش تنوع در عضویت در ائتلاف برای در بر گرفتن چهرههای داخل ایران.
۳. لزوم پذیرا بودن انتقادات تند که علیه این ائتلاف و عملکرد آن مطرح میشود و پاسخگو بودن در برابر آنها تا اشتباهات تاریخی نهادهای سیاسی ایران که فضایی به انتقادهای سازنده نمیدادند، تکرار نشود.
۴. فهم این نکته که چنین ائتلافی صرفا به منزله یک آغاز و نه پایان است و فرآیندی است که در نشو و نماست.
۵. پذیرش این که ائتلاف مذکور، ائتلافی در برابر جمهوری اسلامی برای ایجاد یک دموکراسی سکولار، بازیابی کرامت انسانی و برابری میان تمامی شهروندان ایران، فارغ از جنسیت، اتنیک و باورهای آنان است. به عبارت دیگر، وحدت در عین کثرت و نیازمند پایان دادن به اشکال متفاوت تبعیض است.
۶. بیان این که ائتلاف میلی به در دست گرفتن قدرت در ایران ندارد اما برای نابودی جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی تلاش میکند.
۷. تاکید بر این که مشروعیت، در درجه اول از مردم داخل ایران و نه ایرانیان ساکن خارج کشور سرچشمه میگیرد با اشاره به این نکته که ایرانیان خارج کشور هم کماهمیت محسوب نمیشوند.
۸. نیاز به پیدا کردن راهبردی به منظور بنای ساختاری برای پیروزی بر جمهوری اسلامی و هموار کردن راه برای ایرانی دموکراتیک، آن هم در حالی که پیوندی ارگانیک با مردم داخل ایران برقرار شده باشد.
تمرکز بهتر بر مساله طبقه اجتماعی مهم است
تاثیر ائتلاف بر پویایی داخلی، بهخصوص جنبش اعتراضی، هنوز روشن نیست. مخصوصا چالش همراه کردن هر چه بیشتر قشر کارگر که میتواند با اعتصاب، بهویژه اعتصاب دائم، شاهرگ اقتصادی رژیم را ببرد، همچنان برجاست.
مشخص نیست که ائتلاف غیررسمی تا چه اندازه نماینده منافع قشر کارگر در ایران باشد. قشری که بهگونهای نامتناسب از شرایطی که جمهوری اسلامی به وجود آورده، متضرر است. البته این به آن معنا نیست که ائتلافکنندگان، اشرافی به وضعیت طبقه کارگر ندارند اما ادغام دغدغههای این طبقه اهمیت بارزی دارد چون برخی کارگران نگرانند یک اپوزیسیون مقیم خارج، به دلیل این که مساله طبقه اجتماعی را در نظر نمیگیرد، لزوما نتواند تضمینی برای تامین منافع آنها بدهد و بدتر از آن این که، آنها را در ایران پسا-جمهوری اسلامی یکه و تنها رها کند.
اما با وجود کمبودهای احتمالی تشکل ائتلاف اولیه، باید به خاطر داشت تمامی گروههای اجتماعی داخل ایران از جمله کارگران، از سلطه طولانی جمهوری اسلامی در رنج هستند و از ایران دموکراتیک بسیار بیشتر بهره خواهند برد.
از آن گذشته، مستندات محکمی مبنی بر این وجود دارد که بخشهای بزرگی از جامعه ایران از سن ایدئولوژی و دگماتیسم عبور کرده -همان گروهی که مباحثات سیاسی را پیش از انقلاب ۵۷ قبضه کرده بودند- به جای آن، تاکید جنبش انقلابی امروز ایران بر این است که حقوق بشر و دموکراسی به طور کلی و در ذات خود با حقوق زنان مرتبط است و این باور میتواند مبنای تضمین منافع گروههای سیاسی در ایران آتی قرار بگیرد.
همچنین با توجه به این که جمهوری اسلامی حقوق سیاسی و اقتصادی مردم ایران را نادیده میگیرد، آنانی که خواهان ایجاد تغییرات مثبت در ایران هستند باید همواره از این دو مساله سخن بگویند.
جدی گرفتن مساله حقوق کارگران میتواند عناصری را که برای پیوستن تمام و کمال به جنبش انقلابی تمایلی ندارند (قشر خاکستری)، با خود همراه کند.
دیگر این که یک مانیفست سیاسی یا برنامهای لازم است که حقوق سیاسی و همچنین اقتصادی مردم را تضمین کند، راهبرد بچیند و گامهایی ملموس در راه برنامهریزی برای جنبش اعتراضی داخل ایران بردارد.
اینها همه برای کمک به آنچه میتوان آن را یک گام رو به جلو در «فرایند انقلابی» نامید، ضروری است و ترجیحا باید نمایندگانی از سه بخش عمده جامعه مدنی ایران یعنی زنان، کارگران و دانشجویان داشته باشد.
همچنین شرکت جوانان و گروههای اتنیکی به حاشیه رانده شده که نیروهای محرکه جنبش اعتراضی کنونیاند در کنار انجمنهای مشاغل همچون انجمن معلمان، وکلا، پزشکان، رانندگان اتوبوس و کامیون و غیره نیز لازم است.
برای آن که فرآیند انقلابی ایران موفق شود، باید درسهایی از جنبشهای مشابه در جهان و جهان عرب آموخت. مورد سودان میتواند الگوی ایران باشد: در سودان، نیروی محرکه جنبش انقلابی، انجمن شاغلان سودان بود که شبکه جامعه مدنی زیرزمینی و پایهای متشکل از معلمان، روزنامهنگاران، پزشکان، وکلا و صاحبان دیگر مشاغل بود. البته که شکلگیری چنین شبکه جامعه مدنیای در ایران با سرکوب شدید جمهوری اسلامی روبهرو است. با این حال، سرکوب رژیم به این معنا نیست که راهی برای دور زدن چنین موانع بزرگی بر سر راه وجود ندارد.
اتحاد بیسابقه چهرههای برجسته اپوزیسیون که ایرانیان مدتها چشم انتظار آن بودند میتواند نخستین پیامد اتحاد مشابه در داخل ایران باشد که از ابتدای جنبش شاهد آن بودهایم.
ویژگی مشترک میان اتحاد داخل و خارج ایران، درخواست سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از راههایی صلحآمیز و ایجاد آیندهای دموکراتیک برای ملت ایران است.